|
ليلی زير درخت انار ليلی زير درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ. گل ها انار شد، داغ داغ. هر انار هزار تا دانه داشت.دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکيدند. انار ترک برداشت.خون انار روی دست ليلی چکيد.ليلی انار ترک خورده را از شاخه چيد. مجنون به ليلی اش رسيد..
حکایت شن و سنگ
موضوع مطلب : حالم از این دنیا به هم می خوره موضوع مطلب :
نتیجه زندگی ، چیزهایی نیست که جمع میکنیم بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم موضوع مطلب : بعد از کلی درس و درس و درس و همچنین بعد از ان امتحانات و کلی اضطراب بالاخره دو هفته تعطیلی .... انقدر ذوق زده شدم که نمی دونم با این روزها چی کار کنم !!!!!!! اخییییییییییش موضوع مطلب :
زندگی باید کرد !
موضوع مطلب : ![]() وفادارترین زن ها نه موطلایی ها هستند، نه مو
خرمایی ها و نه مو مشکی ها
بلکه مو خاکستری ها هستند!
چارلی چاپلین
موضوع مطلب :
ای دل دوباره گل کن امشب علی ، امیر است بر آستان جانان آیینه ی غدیر است آیینه ی محمد، مردی زجنس قرآن شیرخدا ولی شد آن کوه عشق و ایمان . . .
موضوع مطلب :
لحظات را طی کردم تا به خوشبختی برسم اما وقتی رسیدم فهمیدم خوشبختی همان لحظات بود موضوع مطلب : موضوعات آرشيو وبلاگ مطالب اخير پيوندها
نويسندگان صفحات وبلاگ |
||